محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

159

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

سحاب مكرمت و قطرات ابر موهبت ، گلشن اميد لب تشنگان باديهء ناكامى را سيراب و سرسبز گردانيد و چمن امانى و آمال كافهء انام را از طرف جويبار عدالت گسترى و جريان انهار رعيت پرورى بنهايت مرتبهء خضرت و نضارت رسانيد . از پرتو انوار ضمير خورشيد تأثيرش ، ساحت با راحت آن مملكت ، صفت اضاءت گرفت و از صفوت سرچشمهء جويبار تدبيرش ، حديقهء دين و دولت و دوحهء ملك و ملّت سمت طراوت و نزاهت پذيرفت . از نسيم رايحهء معدلت عامش باز و كبك به همخانگى ساختند ، و از شميم فايحهء منفعت انعامش گرگ و ميش برفع بيگانگى پرداختند . ز عدلش بهم ساخته گرگ و ميش * شده باز با كبك همراز خويش بآهو كند يوز همخانگى * جدائى از رفع بيگانگى « 1 » ؟ كبوتر بشاهين شده همنشين * به همصحبتى گشته با هم قرين رود از پى استراحت غُراب * نهد آشيان زير بال عقاب . و در وقتى كه نوّاب ملكهء بلقيس جناب ، باستصواب امراى جلالت انتساب ، ازين سراى فانى بجهان جاودانى انتقال نمود ، نوّاب اعلى ، از امراء بغايت آزرده خاطر گشته ، لواى توجه « 2 » بجانب دار السلطنهء تبريز برافراخت و برغم امراى معاندت شعار ، خان فلك اقتدار را مجددا منظور نظر شأن و اعتبار ساخت و در مزيد تربيت و تقويت او نهايت مبالغه فرموده ، ابواب كامرانى و كامكارى بر روى روزگار خجسته آثارش بگشاد و فرق او را از اوج فرقدان گذرانيده با گوهر درج پادشاهى قران و با كوكب درّى برج شاهنشاهى اقتران داد . يعنى مكرّمه‌اى از مخدّرات حجرهء عصمت و طهارت ، معظّمه‌اى از اخوات محترمات حجلهء عظمت

--> ( 1 ) - كذاء . ( 2 ) - م : لوجه .